بسم الله والحمد لله والسلام عليكم
حمد بی پايان برای قادر منان و سپاس فراوان از رزمندگان دلاور خودمان، با درود رحمت بر شهيدان فداكار كه بيش از يك سال در جبهه های جنوب و غرب كشور در برابر دشمن نابكار، بزرگترين افتخار را به رهبری امـام خمينی بـرای
ملت بپا خواستۀ ايران فراهم كردند و اخيراً عليرغم گرفتاری های داخلی و دسيسه هـای خـارجی، بـه پيروزی های اميد آفرين، نائل شده اند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ ۖ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ
آنچه در چند دقیقه آینده خواهید شنید، نه سخنی است سیاستمدارانه، و نه لایحه ای دفاعیه، درد دلی است از قلب های سوخته و استغاثه از جانب کسی که قبول دارید سالهای طولانی از عمر پرفراز و نشیب خود را در آرزوی آزادی و استقلال ملت عزیز ایران و عدالت و اسلام، و بجای اختناق و اسارت و جور و کفر به سر برده، تلاش ها و توفیق ها داشته، محرومیت ها چشیده و در آستانۀ انقلاب، لبیک اجابت به رهبران گفته، صادقانه و فداکارانه همکاری و سپس قبول مسئولیت ها بنا به دعوت معضم له کرده است، حالا هم که به آخرین روزهای زندگی رسیده و در اشتیاق لقاء الله است، با صبر و سربلندی، تهمت ها و تهدیدها را که پاداش انقلابی خدمت و صراحت یا اغوای مغرضين اسـت، تحمل می نماید.
اگر انگیزه ام در سی، چهل سال گذشته مال و مقام و ریا بوده، این عرایض را هم به همان حساب بپذیرید و با استماع و سکوت کوتاهی که خواهید داشت، بر من منت بگذارید، ولی اگر همیشه روی عقیده و وظیفه و لااقل با حسن نیت عمل می نموده ام، حالا هم خارج از آن خط قدم برنمی دارم و قبلاً از عنایت تان تشکر می نمایم.
بنا به وظیفۀ نمایندگی مردم تهران و مراجعات و انتظارات جمع کثیری از هموطنان به مصداق فرمان: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس»(٢)، احساس مسئولیت و رسالتی از جانب بندگان خدا کرده ام و با توکل به پروردگار علیم و حکیم، مبادرت به رساندن آنچه در زبان و دل و حقوق آنها است می نمایم.
امیدوارم در پیامم، حق و حقایقی وجود داشته و با خواهران و برادران ایمانی در مجلس و در خارج، روبرو کنم، که دستورِ «وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَىٰ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِين»(٣)، تحقق مطلوب پیدا کند.
این احساس مسئولیت و وظیفه، نه تنها در برابر موکلین و هموطنان است، بلکه در برابر انقلاب و جمهوری اسلامی ایران که با عشق فراوان، سهم ناچیزی در بنیانگذاری و پیروزی اولی و اعلام و استقرار دومی داشته و سوگندی که به حفظ قانون اساسی خورده ام نیز می باشد. همچنین برای حیثیت و توفیق رهبری انقلاب در به ثمر رساندن صحیح و کامل آن به سود ایران و اسلام.
با کمال تأثر و با توسل به درگاه ذوالجلال، باید اقرار کنیم که آتشی هولناک در کشور عزیزمان شعله کشیده، خرمن امت و دولت و دین را مورد تهدید قرار داده، کمتر کسی است که در صدد خاموش کردن آن برآید. بعضی می کوشند آتش را افروخته تر ساخته بر خرمن طرف مقابل بیندازند…همه بلعیده می شوند، حوزه های علمیه از گل های سرسبدٍ خود خالی می شود که «إِذَا مَاتَ الْعَالِمُ ثَلَمَ فِي الإِسْلامَ ثَلْمَةً لا يَسُدُّهَا شَي» (۴)، برادران ارزنده و غیرقابل جبرانی از مسئولین دولتی و لشگری و از سپاه و کمیته به شهادت می رسند، به همراه جان ها اثاث و دارایی ها از بیت المال و از ملت به هدر می رود، افرادی بی گناه در معابر و منازل کشته و معلول می شوند و همچنـين نو نهالان دختر و پسر و
كسان وابسته و هوادار يا بركنار كه در درگيري های خيابانی و دادگاه های انقلابی قربانی التقـاط و انحراف يا انتقـام ميگردند. نونهالانی كه هر چه باشد، جگرگوشه گان و پرورش يافتگان اميدِ اين مملكت بوده، عاشق وار يـا ديوانـه وار،
فداكار يا گناهكا،ر در طاس لغزنده ای، افتاده اند.
در حالی كه هر طرف، گروه مقابل را منافق يا مرتجع و ضد اسـلام و عامل امپرياليسم می خوانـد، نـه روحانيون ارجمند و مكتبی های غيرتمندمان از امريكا وارد شده اند، و نه جوانان جانباز در خانواده های امريكایی زایيـده و بزرگ گشته اند كه بتوان مزدورشان خواند! پس چرا اينسان ريختن خون يكديگر را مباح و بلكه واجب می شمارند؟! مصيبت بارتر از همه و حاصل خشونت ها و بيرحمي ها، افزوده شدن ناراضی ها و انتقام خواهان و برگشت كننـدگان از انقلاب و دين است و حيثيت و حقانيت اسلام كه در دنيا لكه دار مي شود.
اسناد نهضت آزادی، ادامه نطق:
تا اینجای متنی که آمد، در جلسه علنی جلس شورای اسلامی خوانده شد و پس از آن جنجال و حملۀ بعضی از "نمایندگان"، باعث قطع و ادامۀ قرائت آن شد. در همین حین بود که "حجت الاسلام" صادق خلخالی و شماری دیگر از نمایندگان، به تریبون هجوم آوردند و او را به زیر کشیدند. نطق بدین سان نیمه تمام ماند، اما متن کامل آن که قرار بود خوانده شود، بعدها در اسناد نهضت آزادی سال ۶۰ منتشر شد:
صمیمانه و خودمانی می پرسم، آیا ما و شما با هر اختلاف که در سن و سابقه داریم، به مبارزه پرداختیم و به رهبری امام به انقلاب برخاستیم که دست آخر سر از جنگ خانگی و برادر و فرزندکشی در آوریم؟ مردم بی شمار شهرها و دهات این همه کشته و آواره دادند یا ارتشیان دلاور و سپاهیان جانباز و سایر داوطلبان جان برکف با یک سال شهامت و شهادت، ما را به پیروزی نهایی و دفع دشمن خارجی نزدیک کردند که داخله مان خراب و سوخته و ماتم زده گردد؟ آیا خدا ما را برای چنین برنامه آفریده است؟ آيا اسلامِ رحمت و وحدت، تعليم ويرانی و وحشت به مـا داده است؟! ... خدايا روا مدار كه سرنوشتمان چون قوم بنی اسرائيل شود كه بر خود ستم كرده، راه كبر و شرك و قساوت پيش گرفتند و مستحق تأديب الهی: «فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بَارِئِكُم» (۵) گشتند!
نمایندگان محترمِ متعهد! اگر آنچه هست و آنچه را که می شود، خوب و درست می دانید و در جبین کشتی نورِ رستگاری تضمین می کنید، من حرفی ندارم و از گستاخی عذر می خواهم، ولی مسلماً ز هر طرف که شود کشته، سود کفار است، و زيان مرگبار برای ايران و اسلام، حتی برای جهانيان.
برای بیگانه دشمن، آیا شرایطی مطلوب تر از این می شود که عقده های حقارت و استعفای از شخصیت و مسئولیت چنان بر ما مسلط شده باشد که با فراموش کردن اصل قرآنی «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» (۶) و پشت کردن به کلام پر معنای علوی «دائُكَ مِنكَ و دَوَائكَ فِيك» (٧)، خود را بیکاره و بی تقصیر، و خارجی را همه کاره و تنها مقصر بدانیم، و آن وقت بجای آن که به تجزیه و تحلیل صحیح جریان ها و شور در علل و چاره ها بنشینیم و روحیه ها و رویه ها را از مرام شیطانی، به مرام رحمانی، تغییر دهیم، تلافی ناکامی ها را با تهمت و تفرقه و تضعیف خود درآوریم؟!
آیا فکر کرده اید که این درافتادن ها و برانداختن ها، جاده صاف کن برای بازگشت مجدد استبداد و استیلای شرق و غرب باشد؟ آنها می خواهند از یک طرف عناصر مصمم مقاوم ما، یکدیگر را قبلاً نابود کنند و عامه مردم از نا امنی و کشتار و قحطی به ستوه آمده با آغوش باز به استقبال هر کودتاگر خائن قهار بروند
البته خطاب من به هر دو طرف دعوا است و آنچه می جویم نجات مملکت، پیروزی جمهوری اسلامی ایران و اعتلای اسلام است.
همه می دانید که همواره و از سال ها پیش از پیروزی انقلاب، التقاط و نفاق را از هر کس و هر جا باشد با قاطعیت و روشنی رد کرده، مدافع وفادار اصالت اسلام بوده و هستم و خیلی بی خبری و بی انصافی می خواهد که به یاران طالقانی و مطهری و به دوستان نهضت آزادی، نسبت لیبرالیست و سازشکار، یا غرب زده و امریکایی، بدهند!
مبارزه مسلحانه و محاربه با جمهوری اسلامی نوپای ایران، بجای مبارزه پارلمانی و قانونی را محکوم می کنم، ضمن آنکه جلوگیری از آزادی های حقه و فقدان امنیت لازم برای مبارزه قانونی را یکی از علل این پیش آمدها می دانم و به فرض که از راههای مشروع قانونی و امنیت قضائی برای انتقاد و اعتراض و اظهارنظر و به کرسی نشاندن حق محروم باشیم؛ باز هم در عالم برادری ملی و دینی بر طبق سنت و عقیده دیرینه ام، تأسی بر فرزند صالح پدرمان آدم را که به برادرش می گفت: «لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ ۖ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِين»، بر تجاوز مسلحانه و تلافی های ناچارانه، یا فرار و تشکیل دولت در کشور بیگانه را که هر چه باشد، به نام و به نفع آنها تمام خواهد شد، ترجیح می دهم.
با فرصت نطق کوتاه قبل از دستور که تنها موضع برای ابراز عقیده مان می باشد و در طرح اصلیِ مقصود، فعلاً بحثی راجع به مقصرین و مشکلات و سوء سیاست ها و راه حل ها نمی کنم، ضمن آنکه خود را خارج از جمع مسئولین و مقصرین نمی شناسم.
از این تریبون از رهبر عالیقدر انقلاب و مراجع عظام، رئیس جمهور، هیئت دولت و نهادهای انقلاب، شورای نگهبان، شورای عالی قضائی و مخصوصاً از برادران و خواهران نمایندگان مجلس و همه گروه ها و مردم ایران استمداد می کنم که از هر راه که می توانند به این بلیه بزرگ پایان دهند و همگی به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و قرآن کریم گردن نهند و با توجه به اوضاع بس خطیر و عواقب شومی که هیچ گروهی را در آن سود و پیروزی نخواهد بود، به توقف جریان و تجدیدنظر بپردازند که «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُم».
آخر در كجای تاريخ، ملتی و دولتی و آئين حقی توانسته اسـت روی اسـلحه دوام بيـاورد، و توسـل بـه خـونريزی و تشديد در خشونت، وبال روزگارشان نگرديده، بدفرجامی ببار نيـاورده باشـد؟ عـدالت غيـر از انتقـام و تعـدی اسـت و سياست موفق نمی تواند خالی از حكمت و تقوی و رحمت باشد.
رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (٨)
والسَّلامُ عَلَيْكُم و رَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُهُ
(۱). مائده ۲۸ـ اگر تو دست خود را به قتل من بگشایی، من دستم را به سوی تو دراز نمی كنم كه تو را بكشم، مـن از خدای پروردگار جهانیان بيم دارم
(۲). مائده ۶۷ـ ای پيغمبر آنچه را كه از پروردگارت به تو نازل شده است، برسان و اگر (چنين) نكردی رسـالت خـود را انجام نداده ای و خداوند تو را از مردم حفاظت می كند
(۳). ذاريات ۵۵ـ و پند ده و بدان كه پند و يادآوري به مؤمنين فايده ميرساند
(۴). چون عالمی بميرد، شكافی در اسلام پديد می آيد كه چيزی قادر به بستن آن نميشود
(۵). بقره ۵۴- عليه يكديگر جنگ كنيد و بكشيد، اين براي شما نزد آفريدگارتان بهتر است
(۶). رعد ۱١ـ همانا كه خداوند وضع قومي را تغيير نميدهد مگر آنكه آنها خود را تغيير دهند
(۷). درد و بيماری تو از خودت می باشد و درمانت در خودت است
(۸). آلعمران ۱۴۱ـ پروردگارا گناهان ما و زياده روی ما را در اداره كارمان بيامرز و قدم های ما را استوار كن و بر گروه كافران، ياريمان نما
***