روایت وارونه یک افسانه: عقابهای آشغالخور!
لابد داستان معروف «عقاب و زاغ» را به روایت پرویز ناتل خانلری شنیدهاید. عقابی در آخر عمر از کلاغی میپرسد داستان عمر طولانی تو چیست و کلاغ میگوید مردار خواری و غذا برداشتن از میان آشغال و گندزارها! روایتی که بر عقاب سخت میآید و نمیپذیرد و به کلاغ میگوید: «گفت ای یار ببخشای مرا/سالها باش و بدین عیش بناز/تو و مردار تو عمر دراز/من نیم در خور این مهمانی/گند و مردار تو را ارزانی/گر در اوج فلک باید مرد/عمر در گند به سر نتوان برد»!
حالا گویا این داستان در دنیای جدید به روایتی دیگر در جریان است. ایسنا گزارش تصویری منتشر کرده از عقابهایی که در حاشیه شهر ملایر در میان انبوه زبالهها زندگی می کنند و روزگار میگذرانند.