صدیقه اطهر؛ تمام حقیقت انسانیت
اشاره
حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها، انسان کامل، شریف و بزرگی است که تمام فضایل کمال و همه خصال والا و رفتار و اعمال پاک در وجود نازنین آن حضرت جمع است. او اسوه و الگویی برای طی مراحل رشد و رسیدن به قلههای حیات برتر و سعادتبخش است که هدف غایی هر جستجوگر سعادت و کمال است.
حضرت زهرای اطهر، تمام حقیقت انسانیت که همه ارزشهای الهی و رفتارهای اسلامی و روشها و عملکردهای برخاسته از چشمهسار زلال فرهنگ ناب و اصیل قرآنی در وجود او تجلی یافته و برای هر زن و مردی در هر عصر و زمان سرمشق ایمان و شرف، پاکی و نیکی، تقوا و وارستگی، معرفت و بصیرت و مجاهده در عرصههای حیات اجتماعی و سیاسی میباشد.
درباره شخصیت حضرت صدیقه کبری سلامالله علیها سخن فراوان گفته شده اما از میان شرح و تبیینها درباره این انسان کامل و الگوی همه اعصار و زمانها، سخنان امام خمینی جلوه و نمود دیگری دارد که ویژگیهای این سخنان بسیار تامل برانگیز است. هرچند امام خمینی خود را از بیان عظمت شخصیت حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها قاصر میداند، اما همگان در طول دوران حیات و رهبری این عارف بزرگ الهی به این واقعیت رسیدند که در سخنان و بیانات ایشان درباره پیامبر رحمت (ص) و امامان معصوم و حضرت زهرای اطهر نکتهها، درسها، ژرفنگریها و اشارهها و کنایههای ویژهای وجود دارد که تعمق در آن سخنان و بیانات برای اهل معرفت، بسیار راهگشاست. در ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها، برگزیدههایی از سخنان و بیانات امام خمینی درباره شخصیت دخت گرامی پیامبر اسلام را انتخاب کردهایم که خوانندگان گرامی روزنامه را به مطالعه آن دعوت مینمائیم.
***
* تمام ابعادی که برای زن متصور است و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا سلامالله علیها - جلوه کرده و بوده است. یک زن معمولی نبوده است؛ یک زن روحانی، یک زن ملکوتی، یک انسان به تمام معنا انسان، تمام نسخه انسانیت، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان. او زن معمولی نیست؛ او موجود ملکوتی است که در عالم به صورت انسان ظاهر شده است؛ بلکه موجود الهی جبروتی در صورت یک زن ظاهر شده است... تمام هویتهای کمالی که در انسان متصور است و در زن تصور دارد - تمام - در این زن است. زنی که تمام خاصههای انبیا در اوست. زنی که اگر مرد بود، نبی بود؛ زنی که اگر مرد بود، به جای رسولالله بود. تمام حیثیت زن و تمام شخصیت زن موجود شد. معنویات، جلوههای ملکوتی، جلوههای الهی، جلوههای جبروتی، جلوههای مُلکی و ناسوتی - همه - در این موجود مجتمع است. انسانی است به تمام معنا انسان؛ زنی است به تمام معنا زن. از برای زن ابعاد مختلفه است؛ چنانچه برای مرد، و برای انسان. این صورت طبیعی نازلترین مرتبه انسان است و نازلترین مرتبه زن است و نازلترین مرتبه مرد است؛ لکن از همین مرتبه نازل، حرکت به سوی کمال است. انسان، موجود متحرک است؛ از مرتبه طبیعت تا مرتبه غیب، تا فنا در الوهیت. برای صدیقه طاهره این مسائل، این معانی حاصل است. از مرتبه طبیعت شروع کرده است، حرکت کرده است؛ حرکت معنوی؛ با قدرت الهی، با دست غیبی، با تربیت رسولالله - صلیالله علیه و آله و سلم - مراحل راطی کرده است تارسیده است به مرتبهای که دست همه از اوکوتاه است... مع الاسف زن در دو مرحله مظلوم بوده است؛ یکی در جاهلیت. در جاهلیت، زن مظلوم بود، و اسلام منت گذاشت بر انسان، زن را از آن مظلومیتی که در جاهلیت داشت بیرون کشید. مرحله جاهلیت مرحلهای بود که زن را مثل حیوانات - بلکه پایینتر از او [می شمردند]. زن در جاهلیت مظلوم بود. اسلام زن را از آن لجنزار جاهلیت بیرون کشید. در یک موقع دیگر، در ایران ما، زن مظلوم شد؛ و آن دوره شاه سابق (1) بود و شاه لاحق؛ (2) به اسم اینکه زن را میخواهند آزاد کنند ظلم کردند به زن، ظلمها کردند به زن؛ زن را از آن مقام شرافت و عزت که داشت پایین کشیدند. زن را از آن مقام معنویت که داشت شیء کردند (3) به اسم آزادی آزاد زنان و آزاد مردان. آزادی را از زن و مرد سلب کردند. زنها و جوانان ما را فاسد الاخلاق کردند. (صحیفه امام، ج7، صص337 و 338)
* انسان گمان میکند سعادتش به این است که چند تا باغ داشته باشد، چند تا ده داشته باشد، در بانکها سرمایه داشته باشد، در تجارت چه باشد، شاید انسان این گمان را میکند، لکن ما وقتی که ملاحظه میکنیم و سعادتها را سنجش میکنیم، میبینیم که سعادتمندها آنهایی بودند که در کوخها بودند. آنهایی که در کاخها هستند سعادتمند نیستند. آن مقداری که برکات از کوخها در دنیا منتشر شده است هیچ در کاخها پیدا نمیشود. ما یک کوخ چهار پنج نفری در صدر اسلام داشتیم، و آن کوخ فاطمه زهرا - سلامالله علیها - است. از این کوخها هم محقرتر بوده لکن برکات این چی است؟ برکات این کوخ چندنفری آن قدر است که عالم را پر کرده است از نورانیت و بسیار راه دارد تا انسان به آن برکات برسد. این کوخ نشینان در کوخ محقر، در ناحیه معنویات آن قدر در مرتبه بالا بودند که دست ملکوتیها هم به آن نمیرسد؛ و در جنبههای تربیتی آن قدر بوده است که هرچه انسان میبیند برکات در بلاد مسلمین هست و خصوصاً در مثل بلاد ماها، اینها از برکت آنهاست. خود رسول اکرم - صلیالله علیه و آله و سلم - که در راس همه واقع است زندگی کوخ نشینی داشته است. خیال نشود که یک اتاق، حتی یک اتاق نظیر اتاق متوسط این جامعه داشتهاند. چند تا حجره داشتهاند، حجرههای محقر. و این شخص عالیمقام از همین حجره محقر نورش به ملک و ملکوت افتاده است و سِعِه تربیتش در تمام جهان توسعه پیدا کرده است. در صورتی که آنچه او میخواست باز نشده است و بشر به این زودی نمیتواند برسد به او مگر ان شاءالله خلف صالح او (4) بیاید و با دست مبارک او تربیت عالیه تحقق پیدا بکند. از این معنویات که گذشتیم، در این امور فرهنگی، در این امور مادی، در این اموری که اختراعات و کشفیات هست، شما اگر گردش کنید در بین کاخ نشینان، گمان ندارم که پیدا کنید یک کاخ نشین موفق شده است به یک اختراع. کوخ نشینان بودند که موفق شدهاند به این اختراعات. طبع قضیه کاخ نشینی، توجه به عیش و عشرت و توجه به دنیا و توجه به مال و منال است و نمیتواند شهوت و شکم، این طبقه را مهلت بدهد که در یک امر تفکری وارد بشوند و فکر بکنند. آنهایی که اختراع کردهاند، آنهایی که زحمت کشیدهاند و کتابهای ارزنده تحویل جامعه دادهاند در هر رشتهای، این کوخ نشینان بودهاند. طبع کاخ نشینی منافات دارد با تربیت صحیح. (صحیفه امام، ج17، صص373 و 374)
* فاطمه زهرا - سلامالله علیها، زنی که افتخار خاندان وحی [است] و چون خورشیدی بر تارک اسلام عزیز میدرخشد. زنی که فضایل او همطراز فضایل بینهایت پیغمبراکرم و خاندان عصمت و طهارت بود. زنی که هر کسی با هر بینش درباره او گفتاری دارد و از عهده ستایش او بر نیامده - که احادیثی که از خاندان وحی رسیده به اندازه فهم مستمعان بوده - و دریا را در کوزهای نتوان گنجاند، و دیگران هرچه گفتهاند به مقدار فهم خود بوده، نه به اندازه مرتبت او.
پس اولی آنکه از این وادی شگفت در گذریم و به فضایل زن رو آوریم که قلمهای مسموم خطا کار و گفتار گویندگان بیفرهنگ در این نیم قرن سیاه اسارت بار عصر ننگین پهلوی، زن را به منزله کالایی خواستند درآورند و آنان را که آسیب پذیر بودند به مراکزی کشیدند که قلم را یارای ذکر آن نیست. (صحیفه امام، ج12، ص274)
* کوشش کنید در تهذیب اخلاق و در وادار کردن دوستانتان به تهذیب اخلاق. کوشش کنید که در مقابل آن جنایاتی که بر شما وارد شد عکس العمل نشان بدهید، در حفظ همه حیثیاتی که حیثیت بزرگ زن است، آن طوری که زن فرید (5)، حضرت زهرا سلامالله علیها - بود. همه باید به او اقتدا کنید و کنیم و همه باید دستورمان را از اسلام به وسیله او و فرزندان او بگیریم، و همان طوری که او بوده است، باشید. و در علم و تقوا کوشش کنید که عِلم به هیچ کس انحصار ندارد، علم مال همه است، تقوا مال همه است. و کوشش برای رسیدن به علم و تقوا وظیفه همه ماست و همه شماست. (صحیفه امام، ج19، ص184)
* من راجع به حضرت صدیقه - سلامالله علیها - خودم را قاصر میدانم که ذکری بکنم، فقط اکتفا میکنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روایت این است که حضرت صادق - سلامالله علیه - میفرماید: فاطمه - سلامالله علیها بعد از پدرش 75 روز زنده بودند در این دنیا، بودند و حزن و شدت برایشان غلبه داشت و جبرئیل امین میآمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت (6) عرض میکرد و مسائلی از آینده نقل میکرد. (7) ظاهر روایت این است که در این 75 روز مراودهای (8) بوده است؛ یعنی، رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیای عظام درباره کسی اینطور وارد شده باشد که در ظرف 75 روز جبرئیل امین رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتیهای که واقع میشده است، مسائل را ذکر کرده است و آنچه که به ذریه (9) او میرسیده است در آتیه، ذکر کرده است و حضرت امیر هم آنها را نوشته است، کاتب وحی بوده است حضرت امیر، همان طوری که کاتب وحی رسول خدا بوده است - والبته آن وحی به معنای آوردن احکام، تمام شد به رفتن رسول اکرم - کاتب وحی حضرت صدیقه در این 75 روز بوده است. مسئله آمدن جبرئیل برای کسی یک مسئله ساده نیست. خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی میآید و امکان دارد بیاید، این یک تناسب لازم است بین روح آن کسی که جبرئیل میخواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است، چه ما قائل بشویم به اینکه قضیه تنزیل، تنزل جبرئیل، به واسطه روح اعظم خود این ولی است یا پیغمبر است. او تنزیل میدهد او را و وارد میکند تا مرتبه پایین یا بگوییم که خیر، حق تعالی او را مامور میکند که برو و این مسائل را بگو. چه آن قسم بگوییم که بعض اهل نظر میگویند و چه این قسم بگوییم که بعض اهل ظاهر میگویند، تا تناسب ما بین روح این کسی که جبرئیل میآید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد، امکان ندارد این معنا و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیای درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم و امثال اینها، بین همه کس نبوده است، بعد از این هم بین کسی دیگر نشده است. حتی درباره ائمه هم من ندیدهام که وارد شده باشد اینطور که جبرئیل بر آنها نازل شده باشد، فقط این است که برای حضرت زهرا - سلامالله علیها - ست که آنکه من دیدهام که جبرئیل بهطور مکرر در این 75 روز وارد میشده و مسائل آتیهای که بر ذریه او میگذشته است، آن مسائل را میگفته است و حضرت امیر هم ثبت میکرده است. و شاید یکی از مسائلی که گفته است، راجع به مسائلی است که در عهد ذریه بلند پایه او حضرت صاحب - سلامالله علیه - است، برای او ذکر کرده است که مسائل ایران جزو آن مسائل باشد، ما نمیدانیم، ممکن است. در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی که برای حضرت زهرا ذکر کردهاند - با اینکه آنها هم فضایل بزرگی است - این فضیلت را من بالاتر از همه میدانم که برای غیر انبیا - علیهم السلام - آن هم نه همه انبیا، برای طبقه بالای انبیا - علیهم السلام - و بعض از اولیایی که در رتبه آنها هست، برای کس دیگر حاصل نشده. و با این تعبیری که مراوده داشته است جبرئیل در این هفتاد و چند روز، برای هیچ کس تاکنون واقع نشده و این از فضایلی است که از مختصات حضرت صدیقه - سلامالله علیها - است. (صحیفه امام، ج20، صص4 تا 6)
* ما مفتخریم که ادعیه حیات بخش که او را «قرآن صاعد» (10) میخوانند از ائمه معصومین ما است. ما به «مناجات شعبانیه» (11) امامان و «دعای عرفات» (12) حسین بن علی - علیهما السلام - و «صحیفه سجادیه» این زبور آل محمد و «صحیفه فاطمیه» (13) که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است از ما است. (صحیفه امام، ج21، صص396 و 397)
* خانه کوچک فاطمه - سلامالله علیها - و این افرادی که در آن خانه تربیت شدند که به حسب عدد، چهار - پنج نفر بودند و به حسب واقع، تمام قدرت حق تعالی را تجلی دادند، خدمتهایی کردند که ما را و شما را و همه بشر را به اعجاب درآورده است. خطبه فاطمه زهرا - سلامالله علیها - در مقابل حکومت و قیام امیرالمومنین و صبر امیرالمومنین در مدت بیست و چند سال و در عین حال کمک کاری به حکومت موجود و بعد هم فداکاری در راه اسلام و فداکاری دو فرزند عزیزش، امام مجتبی که یک خدمت بسیار بزرگ و دولت جابر اموی را با آن خدمت رسوا فرمود و خدمت بزرگ برادر ارجمندش حضرت سیدالشهدا، چیزهایی بود که همه میدانید و میدانیم. و با اینکه عده کم و اسباب و ابزار جنگ پیش آنها کم بود، لکن روح الهی و روح ایمان آنها را آنطور کرد که بر همه ستمکاران عصر خودشان غلبه پیدا کردند و اسلام را زنده کردند و برای ما و شما برادرهای عزیز الگو شدند که ما از کمی عده و کمی عُده و کمی ابزار جنگ در مقابل تمام قدرتهایی که امروز با ما به جنگ برخاستهاند، مقاومت کنیم، و همان طوری که اولیای ما - علیهم السلام - نشان دادند که در مقابل مستکبران گاهی با تبلیغ و گاهی با اسلحه باید ایستاد و مستکبران را باید به جای خودشان نشاند، ما هم الگوی آنها را، تبعیت از آنها را میپذیریم. (صحیفه امام، ج16، صص87 و 88)
پاورقیها:
-------------
1- رضاخان پهلوی.
2- محمدرضا.
3- یعنی زن را به کالا و جنس تبدیل کردند.
4- حضرت قائم آل محمد، مهدی موعود(عج).
5- یگانه، بیهمتا.
6- سوگواری.
7- اصول کافی، ج1، ص457، ح1.
8- رفت و آمد.
9- فرزندان.
10- «قرآن صاعد»
حضرت امام این تعبیر را در مواردی برای ادعیهای که از ائمه - علیهم السلام - وارد شده است، ذکر فرمودهاند:
«... ادعیه ائمه هدی دعاهای آنها، همان مسائلی را که کتاب خدا دارد، دعاهای آنها هم دارد با یک زبان دیگر. قرآن یک زبان دارد، یک نحو صحبت میکند و همه مطالب را دارد منتها بسیاریاش در رمز است که ما نمیتوانیم بفهمیم و ادعیه ائمه - علیهم السلام - یک وضع دیگری دارد، به تعبیر شیخ عارف و استاد ما [حضرت آیتالله شاه آبادی - رضوانالله تعالی علیه] ادعیه کتاب صاعد است، قرآن صاعد؛ تعبیر میفرمود به اینکه قرآن کتاب نازل است که از آن جا نزول کرده است و ادعیه ائمه کتاب صاعد است، همان قرآن است رو به بالا میرود... کسی که بخواهد بفهمد که مقامات ائمه چی است، باید رجوع کند به آثار آنها، آثار آنها ادعیه آنهاست، مهمش ادعیه آنهاست و خطابههایی که میخواندند...».
(بیانات حضرت امام در جمع روسای سه قوه - 19/8/66)
11- «مناجات شعبانیه».
عالم جلیل القدر، علی بن طاووس این دعا را در اعمال ماه شعبان از حسین بن محمد «ابن خالویه» نقل میکند و مینویسد امیرالمومنین و فرزندانش - سلامالله علیهم - همیشه این دعا را در ماه شعبان میخواندند.
(اقبال الاعمال، ص 685) (مفاتیح الجنان، اعمال ماه شعبان).
حضرت امام خمینی میفرمایند:
«مناجات شعبانیه از بزرگترین مناجات و از عظیمترین معارف الهی و از بزرگترین اموری است که آنهایی که اهلش هستند میتوانند تا حدود ادراک خودشان استفاده کنند... این از دعاهایی است که من غیر از این دعا ندیدم که همه ائمه - روایت شده است که همه - این دعا را، این مناجات را میخواندند. این دلیل بر بزرگی این مناجات است که همه ائمه این مناجات را میخواندند».
(بیانات حضرت امام در جمع روحانیون، مسئولان و مقامات لشکری و کشوری به تاریخ 7 / 3 / 62)
12- «دعای عرفات».
دعای گرانقدر «عرفه»، مناجاتی است که حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در بعدازظهر روز عرفه، در زیر آسمان در صحرای عرفات در حالی که مانند باران اشک میریختند قرائت کردند. (اقبال الاعمال - اعمال روز عرفه، ص 339-زادالعماد، ص 265 - مفاتیح الجنان، اعمال روز عرفه).
این دعا بیانگر راز و نیاز عاشقانه سرور آزادگان و سالار شهیدان با محبوب و معبود خود خالق یکتاست و شامل مفاهیم بس بلند و عمیق است.
13- «صحیفه فاطمیه».
قال الصادق(ع): «انَّ فاطمه مَکَثَتْ بَعْد رَسُولالله خَمْسَهً وَ سَبعینَ یوماً وَ قَدْ کانَ دَخَلَها حُزنٌ شدیدٌ عَلی ابیها، و کانَ جبرئیل یاتیها فَیحسِنُ عَزاها عَلی ابیها، یطیبُ نفسها، وَ یخْبِرها عن ابیها وَ مکانِهِ و یخْبِرُها بما یکُونَ بَعْدَها فی ذُرّیتها و کانَ عَلی یکْتُبُ ذلک فهذا مُصْحَفُ فاطمهَ».
. امام صادق - علیه السلام - فرمود: فاطمه(ع) بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) بیش از 75 روز زنده نماند، و غم جانسوز داغ پدر قلب او را لبریز کرده بود، به این جهت جبرئیل پی در پی به حضورش میآمد، و او را در عزای پدر سلامت باد میگفت، و تسلی بخش خاطر غمین زهرا(ع) بود، و گاه از مقام و منزلت پدر بزرگوارش سخن میگفت، و گاه از حوادثی که بعد از رحلت او بر ذریهاش وارد میگردید خبر میداد، و امیرالمومنین - سلامالله علیه - نیز آنچه جبرئیل املا میکرد همه را به رشته تحریر در میآورد، و مجموعه این سخنان است که به مصحف فاطمه موسوم گردید. (الاصول من الکافی، ج 1، ص 241). در روایت دیگری در کتاب کافی، از امیرالمومنین(ع) نقل شده است که: «در این مصحف مسائل شرعی از حلال و حرام مطرح نیست، بلکه دانشی است از آنچه واقع شده و یا به وقوع خواهد پیوست».
* صدیقه طاهره سلامالله علیها موجود ملکوتی است که در عالم به صورت انسان ظاهر شده و تمام هویتهای کمالی که در انسان متصور است در این زن وجود دارد
* یک کوخ چهار پنج نفری در صدر اسلام داشتیم، و آن کوخ فاطمه زهرا سلامالله علیهاست که برکات این کوخ آنقدر است که عالم را پرکرده از نورانیت و بسیار راه دارد تا انسان به آن برکات برسد
* فاطمه زهرا سلامالله علیها زنی است که فضایل او همطراز فضایل بینهایت پیغمبر اکرم و خاندان عصمت و طهارت بود
* همه ما در تهذیب اخلاق و وادار کردن دوستان به تهذیب اخلاق باید به حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها اقتدا کنیم
* من راجع به حضرت صدیقه سلامالله علیها خودم را قاصر میدانم که ذکری بکنم، من این شرافت و فضیلت را (تنزیل جبرئیل) از همه فضایلی که برای حضرت زهرا ذکر کردهاند بالاتر میدانم
* تنزیل جبرئیل به محضر حضرت زهرا سلامالله علیها، فضیلتی است که برای غیرانبیاء علیهم السلام – آن هم نه همه انبیاء، برای طبقه بالای انبیاء علیهم السلام- و بعض از اولیایی که در رتبه آنها هست، برای کس دیگر حاصل نشده است