سقف بیانتهای انتظارات زوجین، ریشه اصلی افزایش طلاق
افزایش نگران کننده طلاق در کشور که متاسفانه در برخی از شهرها رقم آن را تا یک سوم ازدواجها نیز گفتهاند، مایه نگرانی مجموعهای از افراد جامعه شده است.
طلاق به عنوان یک پدیده اجتماعی، دارای ریشههای مختلفی است که بدون بررسی و تحقیق، مقابله با آن بسیار مشکل خواهد بود. قبل از هر مساله دیگری در مورد طلاق باید ریشهها و علل آن را به دقت مورد مطالعه و ارزیابی قرار داده تا پس از آن بتوانیم راهکارهای عملی درخصوص جلوگیری از این معضل اجتماعی را ارائه نماییم.
آنچه مسلم است زندگی سراسر رنج و مبارزه و ستیز با مشکلات و ناگواریهاست و عواملی در این میان وجود دارند که اگر زن و شوهر در برخورد با آن عوامل، با سعه صدر برخورد نکنند، مشکلآفرین خواهند شد.
زوجین باید بدانند که لازمه زندگی زناشویی کنار آمدن با سختیها و دست و پنجه نرم کردن با آنها میباشد که ثمره آن رشد و تکامل افراد خانواده میباشد.
در مقابل نباید تصور کرد که طلاق، پایان مشکلات زندگی زناشویی است، بلکه مشکلات قبلی جای خود را به مشکلات جدید میدهد و آغار است برای بیپناهی، افسردگی، بیسامانی و اندوه خصوصاً برای فرزندان که ثمره و نتیجه این ازدواج هستند.
در این میان فرزندان بیشترین آسیب را متحمل میشوند که سبب دامنهدار شدن معضل طلاق در جامعه برای دهههای آینده هم میشود. منظور بررسی دقیق ریشههای اساسی طلاق، این موضوع را با آقای «محمدرضا مرادی پشت دربندی» عضو هیات علمی دانشگاه و مولف چند کتاب در زمینه ریشههای شکل گیری طلاق به بحث گذاشتهایم که متن زیر ماحصل این گفت و گو است:
* جناب آقای مرادی، در این گفت و گو میخواهم به ریشههای بپردازیم که افراد به ویژه زوجهای جوان وحتی جوانان در آستانه ازدواج با آگاهی از آنها به صورت مشترک مانع شکست در زندگی خود شود. به نظر شما این عوامل چگونه قابل بررسی و شمارش هستند؟
ابتدا یکی از عوامل مهم و منفی در امر ازدواج، سطحینگری و سهل انگاری در پیش از ازدواج و مسئولیت ناپذیری و کم توجهی به عواقب سوء طلاق بعد از ازدواج است.
ازدواجهایی که براساس احساسات تند و زودگذر صورت بگیرند اکثراً به جدایی خواهند انجامید. توجه صرف به ظواهر چهره و مسائل مادی، موقعیت شغلی و مالی بالا و بیش از حد طرفین، فرصتی برای تبادل نظر و سنجش افکار یکدیگر را نمیدهد و هنگامی که چنین ازدواجی صورت میگیرد، از اولین برخوردها، تفاوت و اختلاف افکار و نظرات زوجین با خود و خانوادههای یکدیگر آشکار میشود که در نهایت به طلاق منجر میشود.
اگر زن و شوهر سعی نکنند که بعد از ازدواج هرچه بیشتر به هم نزدیک شوند و حرف همدیگر را بفهمند موجب میشود که در بسیاری از موارد دچار سوء تفاهم شوند و کدورتی ایجاد شود. توقعات و انتظارات نامحدود زن و مرد نیز در عدم تفاهم اخلاقی موثر است و اگر هر کدام دامنه توقع خویش را محدود سازند و از عالم رویاها و پندار بیرون آیند و طرف مقابل خود را به خوبی درک کنند، جلوی بسیاری از طلاقها گرفته خواهد شد.
* مشکلات معیشتی و اقتصادی چه جایگاهی در این رخداد خطرناک دارد؟
یکی از عوامل اختلاف برانگیز در میان خانوادهها، همین مشکلات اقتصادی و کمبود درآمد میباشد. تورم روزافزون، بالا رفتن سطح توقع مردم، افزایش تجملات و مسائل غیرضروری همگی سبب افزایش نیاز به درآمد بالا میباشد. نبودن امکانات اقتصادی در زندگی از جهتی دیگر نیز باعث از هم پاشیدن کانون خانواده میشود نیاز به درآمد بالا، باعث میشود تا زن و مرد، هر کدام بنابه تخصص و حرفهای که دارند، ساعات بیشتری را به کار و فعالیت بپردازند و این کار زیاد، در دراز مدت، روحی خسته و جسمی فرسوده را به ارمغان میآورد که در این صورت زوجین تحمل شنیدن حرفهای یکدیگر را از دست میدهند و به مرور، از علاقه و الفت بین آنان کاسته میشود و موجبات اختلاف به وجود میآید.
نیازهای متعدد فرزندان در خانواده نیز به اختلافات بین زن و شوهر دامن میزند؛ زیرا این نیازها خانواده را نیازمند به درآمد بسیار زیاد و بیحساب میکند.
در خانوادههای کم درآمد اما با توقعات بالا، میزان طلاق به دلیل اقتصادی بیشتر از دیگر خانوادههاست و ناسازگاری زوجین در شرایط نامساعد اقتصادی جامعه و خانواده بیشتر میشود.
همچنین حاکم شدن روح تجمل پرستی و اسراف و تبذیر بر خانوادهها، عامل مهم دیگری در عدم سازش زوجین به شمار میرود که باز هم بنا به مشکلات اقتصادی و کافی نبودن دستمزدها، باعث بهانهگیری زوجین شده و راه طلاق را برای آنها هموار میکند.
*متاسفانه این مساله سبب شده است که خانمهای متقاضی مهریه خود را در جایگاه عسر و حرج بدانند
باید عرض نمایم که همانگونه که پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) فرمودهاند: مبقوضترین چیزها نزدخداوند طلاق میباشد و طلاق به عنوان آخرین راهکار هم در قرآن کریم ماو هم در قانون مدنی ما پیشبینی شده است و البته اجماع فقها هم این است که در صورتی که ادامه زندگی موجب عسر و حرج باشداجرای صیغه طلاق خالی ازاشکال است.اما این دلیل نمیشود تا کوچکترین مشکلات اقتصادی را عسر و حرج بدانند براساس ماده 1130 قانون مدنی شروط 12 گانه حال حاضر سندهای نکاحیه که با عنایت به قاعده نفی عسر و حرج نوشته شده مادهای را پیشبینی نمود در صورتیکه دوام زوجیت موجب عسرو حرج زوجه باشد وی میتواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند، اما چنانچه این عسر و حرج در محکمه ثابت شود دادگاه میتواند زوج را به طلاق اجبار نماید. اما در خصوص سئوال شما باید بگویم که امروزه امکان دسترسی به منابع مالی و بالقوه مردان نقشی محوری در ازدواج برای زنان دارد که خودیک امنیت مالی برای خانواده در نظر گرفته میشود واقتصاد خود نقش مهمی را در زندگی ایفا میکند و مشقت اقتصادی باعث افزایش استرس روانشناختی زوجین، خشونت در میان شوهران و افسردگی در زنان و کاهش ابراز حمایت عاطقی، صمیمیت و رضایت زوجها میگردد که در نهایت منجر به طلاق میگردد و باید بگویم که بله اقتصاد نقش مهمی دارد.
*کارشناسان یکی دیگر از عوامل طلاق را اختلاف سنی و اخلاق میدانند. در این زمینه چه نظری دارید؟
قطعا اختلاف سنی زیاد خود از علل طلاق میباشد و تغییرات تنشزایی را در زندگی به وجود میآورد و باعث میشود که زن و مرد نتوانند روابط مناسبی را با هم در زندگی مشترک شان داشته باشند و علت اصلی طلاقهای این چنینی تصمیمات عجولانه بین زوجین میباشد و عصیبتهایی که به علت درک نادرست از الفاظ قابل فهم یکدیگر میباشد و یا داشتن بیش از حد اختلاف سنی که خود به دعواها و نزاعهای خانوادگی دامن میزنند و اینکه در نهایت منجر به مراجعه به دادگاهها جهت دریافت گواهی عم امکان سازش طلاق منجر میگردد؛ موضوع قابل توجهی است.
*در این میان مشاوران خانواده در اصل ازدواج یا طلاق چه نقشی دارند؟
نقش بسزایی در هر دو مرحله هم قبل از ازدواج و هم قبل از طلاق دارند و مرد و زن را ازملاکهایی مثل: سن، زیبایی، شغل، خانواده، اقتصادع دوستی و وابستگی و مراتبی از این قبیل آگاه میسازند و قبل از طلاق هم قطعا نقش موثری دارند تا جایی که در حال حاضر در قانون جدید الصدور حمایت از خانواده مصوب 1/12/1391 ارجاع زوجین به واحد مشاوره یک الزام و اجبار میباشد و حتی در خصوص طلاقهای توافقی در قانون جدید مقنن آن را پیشبینی کرده است وانصافا دستگاه محترم قضایی هم کاملا درست و شفاف آن رااجرا میکند که در همین جا لازم میدانم که مراتب تشکر خود را به دستگاه محترم قضایی اعلام نمایم.
*عدم آگاهی زوجین از حقوق و وظایف خود در طلاق هم درد مزمن جامعه است؛ در این زمینه هم توضیح میدهید؟
سئوال به جایی است. این برمیگردد به همان شروط 12 گانه در سند ازدواج که سردفترازواج وظیفه دارد که شرایط مندرج در سند نکاح را مورد به مورد به دو طرف تفهیم کند چرا که برای قانونگذار شرطی معتبر است که مورد توافق زن و مردم قرار گیرد و به امضای هر دوی آنها رسیده باشد. به طور مثال در یکی از این شروط آمده است که (استنکاف شوهر از دادن نفقه زن به مدت شش ماه به هر عنوان و عدم الزام او به تادیده نفقه و همچنین در موردی که اجبار شوهر ممکن نباشد) از مواردی است که زن میتواند از دادگاه تقاضای طلاق نماید به عسر و حرجی که برای او به وجود آمده است که این شرط ضمن عقد بیانگر همان ماده 1130 قانون مدنی میباشد و از جمله دلایلی است که زن میتواند برای طلاق خودبه آن استناد کند.
*آیا اگرمرد عالما و عامدا نفقه زن خود را نپردازد مجازات کیفری هم دارد یاخیر؟
بله قطعا اگر مرد ترک انفاق انجام دهد و این به مرحله اثبات و یقین برسد مقنن برابر ماده 642 قانون مجازاتهای اسلامی که در حال حاضر به موجب قانون جدید حمایت از خانواده مصوب 1/12/1391 منسوخ گردید و به جای آن ماده 53 قانون حمایت از خانواده به تصویب رسیده است. مرد 6ماه محکوم به حبس تعزیری میگردد ولی باید متذکر گردم که اصلا شرط پرداخت نفقه از سوی مردم تمکین خاص و عام از سوی زن میباشد یعنی همانطور که برابرماده 1106 قانون مدنی مرد را قانونگذار ملزم به پرداخت نفقه مینماید در عقد دائم، در مقابل هم در ماده 1108 قانون مدنی آورده است که هر گاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود پس این یک ارتباط متقابل و به هم پیوسته است ولی متاسفانه این عدم آگاهی از سوی مرد و زن وجود دارد و خود میتواند علتی برای افزایش طلاق در سطح جامعه باشد.
*متاسفانه در جامعه ما افزایش مهریه ملاک فریبندهای برای دوام و بقاء ازدواج مطرح میشود که خود به یکی از ریشههای طلاق هم تبدیل شده است نقش مهریه زیاد در طلاق را چگونه ارزیابی میکنید؟
اولا باید این نکته را یادآور شوم که برابر ماده 1082 قانون مدنی به مجردعقد، زن مالک مهر میشود و میتواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید و برابر ماده 1085 قانون مدنی زن میتواند تا مهریه او تسلیم نشده از ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط به اینکه مهر او حال باشد واین امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود. در اینجا از این دو ماده استنباط میشود که زن به محض اینکه عقد منعقد گردید مالک مهریه است و دارای حق حبس میباشد. یعنی تا زمانی که مهریه خود را دریافت نکند میتواند ازانجام هر گونه وظایفی که در مقابل شوهر دارد استنکاف نماید و این از نکات بسیار مهمی است که مرد باید به آن دقت نماید و میزان آن هم بسته به توانایی خود مرد وابسته است که در ابتدا باید ببیند که قدرت پرداخت دارد یا خیر؟ چون مهریه به هر حال یک دین است و باید پرداخت گردد ولی امروز میبینیم که متاسفانه آقایان بدون هیچگونه دقتی اقدام به تعیین مهریههای بسیار سنگین مینمایند که در آینده برای آنان مشکلات بسیاری را به وجود میآورد ومتاسفانه موجب تشکیل پروندههای قضایی بسیاری به محاکم میگردد و در نهایت هم منجر به کشمکشهای خانوادگی و طلاق میشوند.
*امروزه شاهد این موضوع در سطح کشور هستیم که میگویند میزان مهریه هر مقداری که باشد فقط تا 110 عدد سکه آن قابلیت وصول دارد آیا این نقل وقولها را تائید میکنید؟
ببینید مطابق با قانون حمایت از خانواده در ماده 22 (هرگاه میزان مهریه در هنگام وقوع عقد تا 110 عدد سکه تمام بهار آزادی تعیین گردد مشمول مقررات ماده 2 قانون اجرای محکومیتهای مالی میگردد) و این قانون و بخشنامه ریاست محترم قوه قضائیه در جهت کاهش جمعیت زندانیان صورت گرفته است و این امر در جهت روند بهبودی در دستگاه قضایی تاثیری بسزایی داشته است و طبق این قانون مهریه زنان هرچقدر باشد مرد مکلف به پرداخت 110 عدد سکه است و باقی مهریه در صورتی قابل وصول است که زوجه بتواند ثابت کند همسرش ملاعت مالی دارد واگر مالی از زوج شناسایی نشد طبق ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی عمل میشود واگر مرد اثبات کند که توان پرداخت ندارد مهریه همان 110 عدد سکه خواهد بود و در مهریه مازاد بر 110 عدد سکه، حکم جلب صادر نمیشود و در صورت استطاعت مالی زوج اموال وی توقیف خواهد شد و مطابق این قانون تا 10 عدد سکه طلا از مهریه تعیین شده ضمانت اجرایی برای اعمال ماده دو نحوه اجرای محکومیتهای مالی را دارد یعنی زوجه میتواند در صورت پرداخت نکردن مهریه تا این میزان با اعمال ماده 2 حکم جلب زوج را بگیرد.
*البته دیگران و به خصوص بستگان، ریش سفیدان وحتی مشاوران خانواده هم باید برای مقابله با جدایی تلاش کنند و این که خودشان نباید به آتش بیار معرکه تبدیل شوند؟
دقیقا درست است دخالتهای بیجای اقوام، بستگان و آشنایان حتی متاسفانه برخی از مشاورین در زندگی خصوصی زوجین وخصوصا در اختلافاتی که میان آنها وجود دارد، عامل مهم دیگری برای جدایی محسوب میشود. تجربه نشان داده است که اگر به هنگام بروز اختلاف در میان زوجین آنها را به حال خود رها کرده و با جانبداری از این یا آن به اختلافات دامن نزنند، چیزی نمیگذرد که آتش اختلافات خاموش میشود ولی دخالت کسان دوطرف که غالبا با تعصب ومحبتهای ناروا، همراه است، کار را روز به روز مشکلتر میسازد. البته این به آن معنا نیست که نزدیکان همیشه خود را از این اختلافات دور بدارند، بلکه منظور آن است که آنها را در اختلافات جزئی به حال خود رها کنند ولی هرگاه اختلاف به صورت کلی وریشهای درآمد، با توجه به مصلحت طرفین و اجتناب و پرهیز از هرگونه موضعگیری یک جانبه وتعصبآمیز دخالت کنند و مقدمات صلحشان را فراهم سازند.
دختر یا پسری که سالها در نزد خانواده وبستگان خود، تحت کنترل وکفالت آنها به سر برده، اکنون میخواهد در نقش جدید زن یا شوهر، زندگی جدیدی را آغاز کند؛ لذا خانوادههای طرفین باید این فرصت را به آنها بدهند تا به تنهایی بر روی پاهای خود بایستند واگر تصمیمگیریها ودخالتهای آنها تا مدت مدیدی ادامه یابد ضررهای ناشی از آن دوام ازدواج را تهدید میکند.
*درنهایت راهکار جنابعالی برای مقابله با معضل طلاق چیست؟
باید بگویم که ما در قرآن مجید حدود 90 آیه در مورد زوجیت به ویژه زوجیت انسان داریم. تردیدی نیست که ازدواج بزرگترین و مهمترین رخداد در زندگی انسان است و دین مبین اسلام در تقویت مبانی خانواده اهتمام بزرگی مبذول داشته است و در این راستا حقوق مرد و زن و وظایف آنان را در مورد مهر، نشوز، حسن رفتار طلاق بیان نموده و در صورت اختلاف نظر آنان را به کتاب آسمانی و رسول اکرم(ص) حوالت فرموده است و نمونه بارز آن هم آیه 59 سوره النساء میباشد پس بهترین راه مقابله آن در درجه اول قرآن کریم و بعد مراحل قبل از ازدواج به مشاورین خانواده و مشاورین حقوقی و مهمترین راهکار گذشت در زندگی میباشد که بهترین حرفی است که میتوانیم بزنیم.
*آقای محمدرضا مرادی، عضو هیات علمی دانشگاه: اگر زن و شوهر سعی نکنند که بعد از ازدواج هرچه بیشتر به هم نزدیک شوند و حرف همدیگر را بفهمند موجب میشود که در بسیاری از موارد دچار سوء تفاهم شوند
* توقعات و انتظارات نامحدود زن و مرد، در عدم تفاهم اخلاقی موثر است و اگر هر کدام دامنه توقع خویش را محدود سازند و از عالم رویاها و پندار بیرون آیند، جلوی بسیاری از طلاقها گرفته خواهد شد.