آیتالله مشکینی
انسان دو رقم سفر دارد، یکی سفر جسمی و مادی که از خاک شروع میشود و در خاک خاتمه پیدا میکند. اما سفر دیگر سفر معنوی و الیالله است که در حقیقت حرکت به سوی علم و عمل است. از جناب اباذر منقول است که گفت: دیدم رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم در مسجد نشسته است، به خدمتش رسیدم و عرض کردم:ای الهجره افضل یا رسولالله؟ یعنی کدام یک از انواع مهاجرتهای بهتر است؟ حضرت چیزی فرمود که به ذهن کمتر کسی خطور میکند، در جواب فرمود: من هجرالسوء (ارشادالقلوب/1/139 ـ 141).
شما طلبهها جزو مهاجرین هستید و هجرت شما، جزو شریفترین نوع هجرت است. باید توجه داشت که در مقابل شریفترین هدفها، سختترین گردنهها و فراز و نشیبهایی وجود دارد که باید طی شود. آیه میفرماید: فلا اقتحم العقبه و ما ادراک ما العقبه... «عقبه» گردنه، کوه و تپه را گویند که عبور از آن دشوار است. حالا این عقبه چه است که گذشتن و عبور از آن دشوار است. خداوند میفرماید: «فکّ رقبه» در این آیه دقت کنید که مراد از رقبه دیگران نیستند، بلکه رقبه خودت را میگوید. یعنی چرا زحمت نمیکشی؟ چرا تسویه نفس نمیکنی؟ چرا با هوای نفس مخالفت نمیکنی. بنابراینای طلبه! تو به اینجا آمدی تا خودت را از اسارت نفس آزاد کنی.
دوری از حب دنیا
یکی از چیزهایی که در راه طلبگی و تحصیل علم، مانع اساسی محسوب میشود و همت بالایی را میطلبد تا طلبه از این عقبه عبور کند، حبالدنیا است. من برای دوستان این مطلب را روشن کنم که هرچه از پول و دنیا از طریق حلال و در حد نیاز به دست شما میرسد و شما آنرا در راه خودش خرج میکنید، این دنیا نیست. از امام صادق علیهالسلام روایت داریم که این عین آخرت است. شما شهریه را برای این میخواهید که بتوانید خدمت کنید، در راه دین گام بردارید و این دنیا نیست. دنیا آن است که از راه حرام بهدست شما بیاید یا بیشتر از حد نیاز، جمع کنید که این دنیای مذموم است. بکوشید تا از حرام اجتناب کنید؛ بکوشید از اندازه نیازتان بالاتر نروید که بیشک دنیای مذموم است. و شما سعی کنید که دنیای مذمومه حبالدنیا را از جلوی راهتان بردارید چراکه آن انسان را از توفیقات باز میدارد. معمولاً ما حساب میکنیم و میگوییم اگر ما شهریهمان کم باشد، جایمان نامناسب باشد و از این حرفها، درس نمیتوانیم بخوانیم و راه معرفت را طی نمیکنیم. چون کوچک هستیم و روح ضعیفی داریم کمبودها در ما اثر میگذارد.
میتوانم بهطور حتم بگویم که در حال حاضر کمترین سطح زندگی ما طلبهها بالاتر از زندگی صاحب جواهر است. در شهر گرم نجف نه یخچال داشت، نه آب سرد داشت نه شربت و نه انواع میوهها؛ هیچیک از اینها نبود. این کمال روحانی است و انسان باید سختی را تحمل کند تا به جایی برسد.
لزوم مناجات
آقایانی که در حوزه علمیه تشریف دارید، به شکر خداوند، زمینه فراهم است و حوزه مناسب است. از این محیط استفاده کنید و استعداد خود را شکوفا سازید تا مورد عنایت حضرت حق قرار گیرد. در روایتی از حضرت امام موسی کاظم علیهالسلام منقول است که انّالله خلق قلوب المومنین مطویه مبهمه علیالایمان فاذا اراد استناره ما فیها نضحها بالحکمه و زرعها بالعلم. (کافی/2/421).
یعنی دل مومن مملو از ایمان و استعداد است. خداوند دوست دارد این استعداد رشد پیدا کند تا نور بر آن بتابد و نورانی گردد. یکی از راههای نورانی شدن دل این است که گاهگاهی یک وقت معینی را برای مناجات برای خودت قرار بدهید تا بهطور خالصانه عرض ارادتی به محضر حقیقت عالم داشته باشید. اگر چنین باشد، به مطلب میرسید.
«الدنیا کلّها جهل الا مواضعالعلم». اگر کمی دقت کنید و یک نظری به جهان بیافکنید میبینید که مردم جهان چه هستند و چه میکنند و چقدر راه را گم کردهاند و کجا دارند میروند. شما اگر تمام دنیا را بگردید، مواضع علم و معرفت تنها در حوزههای علمیه است. این حوزه علمیهای که علمش سرآمد مباحث علمی جهان است، خصوصیاتی دارد که در این روایت به ما تذکر میدهد «من ازداد فیالله علما و ازداد للدنیا حبّاً ازداد منالله بعداً» هر کس که علمی فرا میگیرد باید به میزان علمش، یک قدم هم در عمل جلو برود. اگر هر مطلب علمی، او را یک قدم جلو نبرد، یک قدم عقب خواهد برد، مثل دو نفری که در جادهای قرار دارند، یکی از آنها هر روز یک قدم جلو میرود، اما آن دیگری هر روز یک قدم به عقب میرود. اولی به سمت سعادت میرود و دومی به شقاوت میرسد؛ به قول شاعر:
گفت پیغمبر که اندر این طریق
بـا وفـاتر از عمل نبــود رفیق
«العلم کلّه حجّه الا ما عمل به» هر دانش که پیدا کردی، علیه خودت یک حجتی پیدا کردی و همان دانش فردا علیه تو احتجاج خواهد کرد و زبان حالش این است که «هلاً عملت بما علمت»
منقول است که شیخ انصاری اعلیاللهمقامه دیر کرد و به درس نیامد، شاگردان بهدنبالش رفتند، ببینند آقا چرا نیامد؟ دیدند آقا از مسجد سهله میآید. به او عرض کردند آقا بیا درس بفرمایید تا بزرگان استفاده کنند. شیخ مرتضی میفرماید: من باید بروم سهله و خلوت کنم و نیرو بگیرم تا این درسها را بتوانم بگویم.
حوزههای علمیه باید شبها مناجاتی داشته باشد. اگر علاقه به خدای تبارک و تعالی داری، نباید بگویی که من نمیتوانم آخر شب بلند شوم، نشان میدهد که علاقهات حقیقی نیست. چطور میشود وقتی بگویند هرکس آخر شب بلند شود، ماهیانه به او فلان مبلغ پول میدهیم، در اینصورت میبینی که همه بلند میشوند و نماز میخوانند! «و من اللیل فتهجّد به نافله لک» این خطاب مخصوص پیغمبر گرامی اسلام(ص) نیست، برای شما هم است که افتخار سربازی امام زمان(عج) را دارید. در همین مدارس قم، افرادی برای تحصیل آمدند که قیافه نورانیشان دل هر بینندهای را مجذوب میکرد، اینها هر روز که درس میخواندند بهسوی کمال معنوی نیز گام برمیداشتند و الآن هم در حوزه هستند.
دوری از گناه
مطلب آخر اینکه از گناه بترسید و لو مستحبات را هم انجام ندهید لکن عمده پرهیز از گناه است. کمافراد نداشتیم که در همین حوزهها درس خواندند، لکن در اثر بیتقوایی و عمل نکردن به دانستههای خود، سقوط کرده و در برخی مواقع سبب انحراف جمعیت زیادی از مردم بیاطلاع شدند.
از عمدهترین گناهانی که برخی اهل علم بدان دچارند، مراقبت نکردن از زبان است. در روایت وارد شده که «المومن ملجم» یعنی همچنانکه بر دهان اسب لجام میگذارند و بدینترتیب بر او مسلط میشوند، انسان مومن هم اینطوری است؛ چنان بر اعضا و جوارح خود مسلط است که همه تحت فرمان او قرار میگیرند، چنین انسانی دیگر اهل غیبت و تهمت نمیشود، حتی بالاتر، کلام بیهوده و لغو نیز از او صادر نمیشود. انشاءالله هم ما بتوانیم زبانمان را حفظ کنیم.
* باید توجه داشت که در مقابل شریفترین هدفها، سختترین گردنهها و فراز و نشیبهایی وجود دارد که باید طی شود
* اگر علاقه به خدای تبارک و تعالی داری، نباید بگویی که من نمیتوانم آخر شب بلند شوم، نشان میدهد که علاقهات حقیقی نیست
* یکی از چیزهایی که در راه طلبگی و تحصیل علم، مانع اساسی محسوب میشود و همت بالایی را میطلبد تا طلبه از این عقبه عبور کند، حبالدنیا است