ادبیات استعماری در خدمت تروریسم
دوران سیاه استعمار اگرچه ظاهراً به پایان رسیده ولی هنوز هم استعمارگران دیروز برای بازسازی چهره خود، تامین همان منافع نامشروع و دستیابی به همان اهداف را دنبال میکنند.
استعمار نو، این بار ظاهراً در فکر جهانگشائی و سلطه نظامی نیست و بیشتر با هدف برقراری سلطه اقتصادی و فرهنگی، برنامهریزی و اقدام میکند ولی اگر توانست و زمینهای فراهم شد، حتی از نشان دادن چهره کریه نظامی و توسل به جنایت و کشتار هم هیچگونه ابایی ندارد. آنچه در مقطع کنونی در سوریه، عراق، یمن و حتی مصر میبینیم، نمود عینی همان چهره کریه استعمار سیاه است که این بار با تمامی وجودش احساس میکند که توسل به جنایت و کشتار و شرارت، اجتنابناپذیر و بلکه ضروری و حتمی است.
همه به خاطر دارند که حوادث تلخ امروز سوریه از ابتدا اینگونه نبود و با تظاهرات به ظاهر مردمی و با الگوئی مشابه قیام مردم مصر و تونس آغاز شد و به فاصله زمانی کوتاهی در مسیر انجام اقدامات تروریستی از درون جمعیت تظاهر کنندگان قرار گرفت و تدریجاً همه دریافتند که ماهیت دیگری دارد که مظهر تام و تمام آنرا تکفیریها و سلفیهای «جبهه النصره» و داعش تشکیل میدادند.
اگرچه ماهیت این گروههای جنایتکار از همان ابتدا قابل تشخیص بود و کاملاً روشن بود که چنین اقدامات شرورانهای از افراد عادی بر نمیآید که در مقابل دوربینها سر از تن جدا کنند و جگر قربانیان خود را به دندان بکشند و سر آنها را در میان دیگ بجوشانند و تحت عنوان جعلی جهاد نکاح، به زنان تجاوز کنند و... ولی امروز دیگر این ماهیت کثیف به راحتی قابل درک و حمایت از این جماعت شرور بسیار نفرتانگیز است. با این حال، رسانههای استکباری حتی همین روزها هم از یکطرف به سبک «رپرتاژ آگهی» به تبلیغ همین گروههای شرور تروریستی میپردازند و از سوی دیگر از همین جماعت شرور به عنوان «ستیزهجو» و نه «تروریست» یاد میکنند. دستیابی گزارشگران رسانههای استکباری به حیاط خلوت تروریستها نشانگر همدستی و همراهی با تروریستها است و از وجود «اعتماد متقابل» میان آنها حکایت میکند.
البته این پدیده چندان هم دور از انتظار نیست و دیگر همه میدانند که این گروههای تروریستی، دست پرورده مستقیم آمریکا و انگلیس و متحدان آنها هستند که هر یک نقشی و سهمی را در چارچوب «تقسیم کار» میان خود برعهده گرفتهاند و این گروههای خون آشام را به وجود آورده و از آنها حمایت کرده و میکنند.
حتی همین روزها و ماههای اخیر، هر زمان که عناصر تروریستی داعش در بنبست قرار گرفته و محاصره شدهاند، هواپیماهای نظامی ائتلاف باصطلاح ضد تروریستی از طریق پرتاب بستههای حاوی مواد غذائی، مهمات و جنگ افزار، به یاری تروریستهای محاصره شده شتافتهاند. در واقع آمریکا، انگلیس و سایر متحدان آنها در ائتلاف در عین ادعای دروغین مبارزه علیه داعش به حمایت همه جانبه از آنها پرداخته و حتی هنوز هم حاضر نیستند آنها را تروریست بنامد و با بکار بردن نام «ستیزهجو»، همچنان به حمایت سیاسی – تبلیغاتی از آنها ادامه میدهند.
نکته قابل تامل اینکه همین رسانههای استکباری از نیروهای مقاومت، چه در لبنان و سوریه و عراق و چه در یمن به عنوان «تروریست» یا «شورشی» یاد میکنند و مراتب کینه و بغض و دشمنی خود علیه مقاومت مشروع ملتهای منطقه را به نمایش میگذارند.
از دیدگاه استعمار سیاه و مزدوران محلی آن، آدمکشان و اشرار داعشی «ستیزهجو» هستند ولی عناصر شریف حزبالله لبنان که برای اولین بار در تاریخ منطقه پوزه اشغالگران صهیونیست را به خاک مالیدند و ماشین جنگی اسرائیل در لبنان را درهم شکستند، حتماً باید تروریست معرفی شوند، چرا که نه تنها اشغالگران صهیونیست را بلکه ارتشهای ناتو و نیروهای مداخلهگر چند ملیتی را غافلگیر ساختند و به انفعال و درماندگی کامل کشاندند.
در واقع حزبالله لبنان و نیروهای چریکی و دلاورش در قامت یک ارتش پرتوان ظاهر شدند و چهارمین ارتش مجهز جهان را به شکست و قبول ناکامی وادار ساختند و کاری کردند که پیش از آن، حتی از کل مجموعه ارتشهای عرب هم برنیامده بود. چنین نیروهائی حتماً باید تروریست معرفی شوند تا بلکه الگوی هیچ کشور یا ارتش عربی قرار نگیرند. همین مسئله حتی در مورد «حوثیها» در یمن هم عیناً موضوعیت دارد. آنها فقط با یک موشک دوربرد خود توانستند کمر ارتشهای عضو ائتلاف را بشکنند و با یک ضرب شست خود در ارتشهای اشغالگر، عزای عمومی برپا سازند. تصادفی نیست که رسانههای استکباری از حوثیها با عنوان «شورشی» یاد میکنند ولی اشرار داعشی، «ستیزهجو» معرفی میشوند.
شاید همین مقایسهها بتواند واقعیتهای عینی و ملموس را نشان دهد و پرده از روی همدستی استعمارگران سلطهجو با ارتجاع حقیر عرب و حامیانش بردارد. بگذار مقاومت و دلیرمردی عناصر شرافتمند حوثی حزب الله، کام سلطهجویان و اشرار منطقهای را تلخ سازد و خشم آنها را برانگیزد و از این عناصر شریف و دلاور به عنوان شورشی و تروریست یاد کنند ولی بطور همزمان از دژخیمان خون آشام داعش با عنوان «دولت اسلامی عراق و شام» حمایت نمایند، چرا که همین موضعگیریهای آشکار است که خط و ربط سلطهجویان و مزدوران محلی آنها را برملا میکند و به اندازه کافی گویای مفهوم واقعی لغات در قاموس استعمارگران است.