از موج انفجار تا موج تعدیل؛ روایت کارگران ماهشهر از روزهای پس از حادثه/ میایستیم و دوباره میسازیم.....
کارگرانی که در خط مقدم تولید، سینهبهسینهی موشک ایستادند، حالا در سکوتِ شکنندهی آتشبس، با شمشیرِ دولبهی تعدیل و کابوسِ ارجاع به بیمهی بیکاری مواجهاند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، اکنون که غبار انفجارها فرو نشسته و آژیرهای ممتد خطر جای خود را به سکوتِ شکنندهی آتشبس داده، در پتروشیمیهای ماهشهر و بندر امام، واقعیتی تلختر از ویرانیِ آهن و بتن در جریان است. رسانهها تیترهای جنگی خود را تغییر دادهاند، تحلیلگران از معادلات کلان سیاسی میگویند و در این هیاهوی پساجنگ، گویی کسی از کارگران چیزی نمیگوید؛ همان بازوان ستبر و دستهای پینهبستهای که اصلیترین چرخههای تولید این کشور را در سختترین شرایط تحریم و تهدید میچرخانند. کارگرانی که در خط مقدم تولید، سینهبهسینهی خطر ایستادند و حالا در سکوتِ سردِ آتشبس، تنها ماندهاند.
جامعهای که تا دیروز رنجِ تولیدگر را نمیدید، امروز تنها نگرانِ «قیمتِ کالا» است، بیآنکه بپرسد آنانی که در میان آهنوپارههای داغ و موج انفجار ایستادند، اکنون در چه وضعیتی نان خود را جستوجو میکنند. در ازای این اهمیت حیاتی، چه چتری از حمایت بر سر این کارگران گسترده شده است؟ کارگرانی که در منگنهی فشارها گرفتار شدهاند؛ از یک سو آماج حملات موشکی امپریالیسم قرار گرفتند و رفیقانشان را غرق در خون دیدند و از سوی دیگر، با بیمهریِ ساختاری، فقدان حمایتهای پایهای و کابوس تلخ تعدیل و ارجاع به بیمهی بیکاری از سوی دولتِ سرمایه و کارفرمایان روبرو هستند.