من مردمم، نگران، گرسنه، شوربخت
سپند ارند
در بخشی از فیلم مرگ یزدگرد، ساخته بهرام بیضایی، موبد میگوید باید به سراسر ایرانزمین پندنامه بفرستیم.
زن آسیابان اینگونه پاسخ میدهد: پندنامه بفرست ای موبد، اما اندکی نان نیز بر آن بیفزای! ما مردمان از پند سیر آمدهایم و بر نان گرسنهایم.
حالا نیز در این زمانه، انگار وضع بر همین مدار است و مردم در غمِ نان، از همهی پندها و موعظهها سیر شدهاند.
آنان که بر منبر، موعظهی مقاومت میخوانند شکمهایشان از نانهای چرب انباشته و جیبهایشان از پول خلق برآمده است.
اگر سخنی از مخالفت بر زبان آید، چوبهی دار را نشانت میدهند و مشت اگر گره کنی از خشم، گلوله را نثارت میکنند، حبس و حصر که دیگر نشان عطوفت وگذشتشان است تا اندکی از رسم کشتن کوتاه آمده باشند.
با این همه باید همان شعر هیوز را تکرار کنیم که من مردمم: نگران، گرسنه، شوربخت،
که با وجود آن رویا، هنوز امروز محتاج کفی نانم.
منبع: اینستاگرام نویسنده
*تیتر انتخاب کلمه است