اصلاح طلبی و بحران های امروز جامعه ایران
مرضیه حاجی هاشمی
آقای حجاریان در یادداشتی با عنوان اصلاحات حداقلی، اصلاحات حداکثری به دوگانه تقلیل مرارت و تقریر حقیقت بازمیگردد و بیان می کند که در شرایط فعلی صرفاً نباید در پروژه اصلاحات به دنبال تقلیل مرارت مردم با هر میزان امکان حضور در قدرت بود؛ بلکه باید به دنبال تقریر حقیقت نیز بود؛ اما ضمن تقریر حقیقت به دنبال احقاق حق نیز رفت و مثالی نیز آورده است که مثلاً زمانی که از حقوق پایمال شده یک مظنون/ متهم / محکوم سخن میرود باید سازوکار احقاق حقوق وی نیز ارائه و ابزار اجرایی آن نیز تعریف شود.
حال سوال اینجاست که گرچه این تقریر حقیقت و حتی بیان سازوکار احقاق حقوق از ضرورت هاست و در درازمدت، روند تاریخی اصلاحات را به نتیجه خواهد رساند؛ اما آیا اثری در راستای کاهش بحران های کنونی دارد؟ چه مشکلی از انباشته مشکلات امروز جامعه ایران را حل خواهد کرد؟
این بیمار تب دار نیاز به اقدام عاجل دارد. این اقدامات عاجل کدام است؟
اصلاح طلبی امروز هم به لحاظ تاریخی نسب تاریخی ندارد و هم به لحاظ بنیان معرفتی دارای اعوجاج بسیار است.
این دو مورد از دو مقاله علمی پژوهشی اینجانب منتج شده که هنوز به چاپ نرسیده و قصد بر این است که طی یادداشتهایی تشریح شود.
اصلاح طلبی امروز نمی تواند درمان دردهای امروز جامعه باشد چون به واسطه مشکلات مبنایی خود هم در ایجاد بسیاری از مشکلات سهیم بوده و هم نمی تواند چنان صراحت و شفافیتی را داشته باشد که مردم آن را به عنوان درمان درد خویش برگزینند.
به نظر می رسد درمان دردهای جامعه نیاز به این اقدامات عاجل دارد که ماهیت اصلاح طلبی در ایران را روشن می کند:
۱- اصلاحطلبان ابتدا باید تجدید نظر جدی در مبانی معرفتی خود نمایند و آنان که مدعی مردمسالاری دینی اند، به طور شفاف مبانی دینی -فقهی نظری- خود را در این ترکیب مفهومی بیان کنند تا مردم بدانند که وجه افتراق مبنایی آنها با غیر اصلاحطلبان کجاست و آیا آن مبنا را میپذیرند یا نه؟
۲- رهبران اصلاحطلبی باید به طور شفاف به اشتباهات گذشته کل جریان اصلاح طلبی اعتراف کنند تا مردم بتوانند خود تصمیم بگیرند که به این جریان فرصت کنشگری مجدد در صحنه مدیریت کشور را بدهند و پشت سر آنها حرکت کنند یا نه؟
۳- رهبران اصلاح طلبی همگی به اتفاق، درخواست دیدار با رهبری را بدهند و بر آن اصرار ورزند تا موفق به این دیدار و گفتگوی رودررو با رهبر شوند.
بدیهی است که اینها طی سالیان گذشته، بخش عمده قدرت رأی آوری نظام جمهوری اسلامی بودند و حیثیت مردم سالارانه نظام مدیون آنهاست و باید حرف آنها شنیده شود. اگر امکان دیدار نیافتند در فضای عمومی و طی نامهای سرگشاده که به امضای همه آنها رسیده مشفقانه با رهبر سخن بگویند و دست یاری برای حل مشکلات فعلی و عبور از بحرانها دراز کنند و به عواقب هولناک کوتاه مدت و درازمدت این بحرانها برای ایران و نسل های ایرانی در آینده هشدار دهند؛
۴- دانشگاهیان طرح فوری جامع علمی با قابلیت اجرا در شرایط کنونی اقتصادی کشور را ارائه دهند تا هم راهگشای بن بست کنونی در تمام زمینه ها باشد و مردم را از زیر گیوتین فشارها رها کند و هم سندی باشد تا آیندگان بدانند که نخبگان این سرزمین دست روی دست نگذاشتند تا همگان شاهد نابودی یک ملت باشند و توان و قدرت حل مسائل خویش را داشته اند؛
۵- کلیه کنشگران اصلاح طلب به کمک تمام بخشهای حکومت بیایند تا فارغ از اختلافات سیاسی، مطابق طرح خروج از بحران اندیشمندان، کشور را از این وضعیت اسفبار نجات دهند.
حتی اگر تمام این تلاشها نتیجه ای نداد، اتمام حجتی با حاکمیت شده و دینی نسبت به مردم ادا شده است که به لحاظ ماهیتی مصداق واقعی اصلاح طلبی همین است که در بحران ها به یاری حکومت و مردم بشتابد.