دروغ، فریب، پنهانکاری و شیخهایی که انقلاب را منحرف وایران را ویران کردند. امید کشوری
آقایتاج زاده درمتنی کوتاه عنوان میکنند: "هم دردوره جنگ ودولت موسوی وهم دردوره اصلاحات ودولت خاتمی معاون وزیر بودم پس با امور حکومتی نا آشنا نیستم. با وجود این اعتراف میکنم که این همه دروغ وپنهانکاری وفریب را در جمهوری اسلامی هرگز باورنمیکردم. چرا وچگونه به اینجا رسیدیم؟ عمیقا متاسفم و از ملت عذرخواه."
اینکه آقای تاجزاده موضوع عذرخواهی را دراین نوشته کوتاه مطرح واز دروغ وپنهانکاری وفریبکاریهای جمهوری اسلامی عذرخواهی کردهاند. یک گام به جلواست.
اما عذرخواهی قواعد خاص خود را دارد.
1- عذرخواهی هرگاه درجهت شفاف سازی عملکردها باشد، آزادکردن خود و رها شدن از منجلاب قدرتمداری وحرشدن است، که بزرگترین اثر را در جامعه ونسلهای بعد میگذارد.
2- عذرخواهی درابهام شیوه قدرتمداران درجهت حفظ ویا بازگشت به قدرت است که وبه زیان مردم در سود قدرت انجام میگیرد. این شیوه عمل بدترین سنتها را بنیان میگذارد وبه وخامت اوضاع جامعه درابعاد گوناگون میافزاید. بطوری که در جهت استحکام وسود نظامهای زورمدار وتضعیف آزادی وآزادی خواهی وبه زیان مردم جریان پیدا میکند. همچنین عذرخواهی در سخن بدون عمل نیزخالی از حق وپر از ناحق میتواند باشد.
3- بازی شکل ومحتوا ریشه در تاریخ دارد اما با عمومی شدن منفعت طلبی، زمان به زمان گسترده تر میشود. فراوانند قدرتطلبانی که محتوا را قربانی شکل میکنند وبرای فریب جامعه به شکل میپردازند. بیماری مسری که چند قرن است که فعالان ایران ازحکومت و مخالفان حکومت تا اهل دانش و فعال سیاسی وفرهنگی واجتماعی بدان گرفتارشده اند. ازاین روعذرخواهی درمحتوا نه درشکل، رهایی ازبیماری و از طریق نه گفتن به قدرتمداری و ورود به موازنه عدمی است، که بیانگرپاسخ به ندای وجدان وبازگشت به خود وبه عمل به حقوق دردرون جامعه ملی است. آیا درمیان استبدادطلبان در چهل سال گذشته تا کنون کسی هست که به ندای وجدان پاسخ دهد؟
آیا آقای تاجزاده از استبداد طلبیها، طراحی وبسته شدن نطفۀ کودتا برای مهارانقلاب وتوقف مردم در رسیدن به اهداف تاریخی که برای آن انقلاب کردند عذرخواهی میکنند؟
دراقلیتند مردان وزنانی که به محتوای اموربرمبنای حقوق پنجگانه انسانی، شهروندی وجامعه ملی وجهانی وطبیعت توجه جدی میکنند ودرعمل تا آخر بدانها پایبند میمانند. اما اثرعمل چنین کوشندگانی درتاریخ ماندگار و درگوش جان ملتها تا ابد طنین انداز میشود. حر شدن خود نقش موثری درگرایش وعمل به حقوق درتاریخ و پای گرفتن دموکراسی واقعی در شرق دارد
درفرهنگ ایران پهلوانی میکنند : انسانهایی که بر گوهر پرازحق وخالی اززورِخودعارف میشوند. ودرهموارکردن جاده حقوندی به عمل به حق همت میگمارند. شجاعانه مسئولیت عمل خویش را میپذیرند. برای رهایی از اعمالی که بر شانههای آنها سنگینی میکند فعالند وتاریخ را آنگونه که رخ داده است برای ملت بازگومیکنند.
کسانی که استعداد ونیروی خودرا دراختیار قدرتهای سرکوبکر گذاشهاند خود را اسیروتسخیرشده میبینند، برای سبک کردن جان و فروریختن دیواراسارت و بیرون آمدن از قلعه استبداد، درگام آغازین، به زور نه میگویند وبه عمل به حق وراستی که هستی درابعاد گوناگون برآن بنیان گرفته است بر میخیزند باز پهلوانی میکنند.
پرسشهایی که در ذهن جامعه نقش بسته اند، پاسخ درخورمیطلبند انتظاراین است. چنانچه آقای تاج زاده در جهت نفی زور و واردشدن به موازنه عدمی که عمل به حقوق است گام نهاده اند، شایستهترین عمل این است که ازکلیگویی که ابزارقدرتمداران برای فراراز مسئولیتپذیری است عبورکنند. به جزئیات وارد شوند و به نقش خود و گروه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، درجریان گروگانگیری، ادامه جنگ، کودتای 60 وادامه آن در حزب مشارکت وجبهه اصلاحات در یک یک آن موارد صادقانه بگویند کجا بوده و چه ابعادی داشته است؟
واقعیت این است که بازگو کردن صادقانه وقایع وحوادث آنگونه که اتفاق افتاده است بزرگترین عذرخواهی از این نسل ونسلهای آینده وتاریخ ایران ومنطقه است.
برای نمونه ازکدام یک ازموارد زیرعذرخواهی میکنید ودراین زمینه چه گزارشی به مردم ایران، تاریخ ونسلهای آینده میدهید؟
1- درآن هنگام که انقلاب مردم ایران درحال پیروزی بود همه ایرانیان از پیروجوان اززن و مرد در خیابانها علیه ستمگران وعملکرد حکومت وپنهانکاری وعدم توجه به رأی ونظرمردم شعارمیداند. گروهی که برخی ازآنها ولینعمتهای شما شدند خود را قیم مردم پنداشتند، دوراز چشم مردم با مأموران دولت آمریکا وارد گفتگو شدند که بعدها بعنوان اتحاد نعلین وچکمه از آن یاد شد. این اولین سنگبنای کج نخبه گرائی و تصمیم برای ملت درغیاب آنها بود. روند آن بی توجهی، نادیده گرفتن رأی ونظر مردم در نهایت سربه کودتای سال 60 واستبداد بعد از انقلاب بازکرد.
2- ازانحصارطلبی روحانیان وحامیان وهمراهان آنها که درحزب جمهوری اسلامی ومجاهدین انقلاب اسلامی گرد آمده بودند عذرمیخواهید؟ روحانیانی که نقش زیادی درپیروزی انقلاب نداشتند وشما بعنوان عضو فعال آن گروه درزمینه انقلابزدائی آنهم زیرعنون حمایت ازانقلاب عمل میکردید. ازحزب فقط حزب الله...وحزب ما حزب خدا، رهبرما روح خدا وبه دنبال آن برهم زدن میتینگها وکتک زدن مخالفین درخیابانها و کتاب سوزیهاآغاز شد. به این اعمال ضد انقلابی اکتفا نشد، با قدرت گرفتن حزب جمهوری اسلامی بهشتی، هاشمی، آیت( جریان مظفربقائی) میدان عمل گروه پرقدرت شما درابعاد گوناگون ازجمله زندان وشکنجه واعدام فراخ گشت و انگ زنی، پرونده سازی و ویران کردن شخصیتهای مخالف ابزار روزانه گروه شما شد.
3- ازگروگانگیری عذرخواهی میکنید؟
گروگانگیری طرح آمریکائیها برای مهارانقلاب و توقف مردم دررسیدن اهدافی بود که برای آنهاانقلاب کرده بودند، جریان شما درایران آن را بعنوان طرح انقلابی ضد امریکایی درایران اجرا کرد. آقای خمینی آن را انقلاب دوم خواند. درعین حال با گروگانگیری قطارسقوط انقلاب به حرکت درآمد، انقلابی که بازگوکنندۀ حقوق وخواستههای تاریخی ملت ایران از جمله استقلال وآزادی، عدالت اجتماعی و امکانات برابر، صلح و رشد متوازن وفراگیرملی، حق تعیین سرنوشت وپایان دادن به نخبه گرائی قدرتمحور وتبعیضهای گوناگون قومی، اقتصادی و...بود.همراهان وسازمان شما تا کنون از گروگانگیری یعنی ازطرح آمریکا برای سقوط انقلاب حمایت میکنند. این عمل تراژیک وغمانگیز شما را متاثر ومتاسف کرده است؟ براستی چه جریانی رابط طراحان ومجریان بود.؟
4- ازمواردی که دغدغه هرایرانی است که بداند پشت پرده همکاری تنگاتنگ بهشتی، هاشمی وحزب روحانیان به رهبری معنوی آقای خمینی با گروه مظفربقائی وعناصر ضد ملی که درکودتای 28 مرداد نقش اساسی داشتند، چه خبر بوده است؟ نقش این دو گروه و شخصیتهای ضد ملی ومیهنی که در حزب جمهوری اسلامی جمع شده بودند، دربازسازی استبداد وبازگشت به ساختارقبل از انقلاب چه بود؟.
انقلاب ایرن انقلاب گل وصلح بود چگونه وچه دستهایی خشونت درکارآوردند که با اعدام سران نظام قبلی آغاز وبه کشتارجوانان ایران منجرشد. آنگاه که مخالفانی مثل بنی صدر گفتند اعدام نکنید خشونتطلبان گفتند بدها رااعدام میکنیم. او درپاسخ گفت از بدها شروع میکنید وبه بهترینها میرسید. انقلاب برای پایان دادن به ناحقی وخشونت بوقوع پیوست. درزمان تصدی شما ودوستان شما ناحقی به نهایت رسید و به خشنترین اعمال درطول تاریخ اقدام کردید. آیا آن خشونتها واعدامهای بیگناهان خصوصا بعد از کودتا علیه انقلاب و منتخب ملت ایران از سالهای 60تا 67 وقتلهای زنجیره ای نویسندگان روشنفکران و اندیشمندان این سرزمین شما را آزرده خاطر نمیکند؟ آیا وقت آن نرسیده است که درپیشگاه ملت بزرگ ایران با بازگو کردن واقعیتِ آن رخدادها حلالیت بطلبید؟ انتظار نسل جوان اززبان شما وهرانسان باوجدانی که به سوی مردم بازگشته است، این است که شفاف واقعیتهای تلخی که براین سر زمین رفته است برای ملت رشید ایران بگویند. بدانید تاریخ از چنین انسانهایی به نیکی یاد خواهد کرد.
5- ازبرنامه ضدملی وضد انسانی حسن آیت شاگرد مظفربقائی و دست راست بهشتی با خبرهستید، واقعا آیت کی بود؟
نوارهایی که ازاو افشا شد به کسانی که برای آنها توضیح میدهد میگوید برنامه ای داریم که پدربنی صدر(اولین رئیس جمهورملی و مصدقی ایران که با 76 درصد در تنها انتخابات آزاد انتخاب شد) هم نمیتواند مقاومت کند. اودرآن برنامه حتی از بزرگ کردن منتظری دربرابر بنی صدر وبعد هم تا حذف منتظری موضوع را مورد بررسی قرارمیدهد. ظاهراً شاگردان حزبی را متوجه میکند که برای انجام کودتاکه درسال 60 واقع شد وبازگشت به استبداد و ویرانی ایران چه باید بکنند. این حق مردم است که بدانند حسن آیت عضو حزب زحمتکشان وشاگرد مظفربقایی عنصر ضدمیهنی، همکار دربار وهمدست سلطنت طلبان درکودتا28 مرداد. چگونه کاسه داغتر ازآش شد وطرح ولایت فقیه را به مجلس خبرگان آورد؟ وچرا درمقام سخنگوحزب جمهوری اسلامی طراح کودتا علیه انقلاب مردم ایران میشود. حق مردم است زوایای پنهان این رابطه ها راباخبرشوند؟ دادههای شما درزمینه تحول آزادی به استبداد درایران گنج بزرگی برای ملت ایران هستند، این گنج رابه نسلهای ایران میتوانید هدیه کنید.
6- اولین سنگ بنای تقلب انتخاباتی بعد ازانقلاب را حزب بهشتی، هاشمی، آیت به سفارش آقای خمینی درانتخابات مجلس اول بنا نهاد وآن سنت ضد انسانی ستون پایه انتخاباتهای بعدی شد. آن تقلب بزرگ که بالغ بر176نفر با تقلب وارد مجلس شدند، مجلس وکیل الدوله شد وگوش به بفرمان بهشتی، آیت، هاشمی، خمینی. آیا جان شما ازآن تجاوزآشکاربه حقوق انسانی، حقوق شهروندی وحقوق ملی مردم ایران به درد نمیآید؟
7- قرارداد الجزیره که آقایان بهزاد نبوی ومحمدعلیرجائی مأمورآن اجرا آن شدند میلیاردها دلاربه زیان ایرانیان وبه سود آمریکائیها شد، بطوری که کارتر گفت ایرانیان را نقره داغ کردیم دلم بحالشان میسوزد. جناب بهزادنبوی از دوستان حزبی وهمراه شما باامضای آن ننگنامه خود رابا وثوقالدوله مقایسه وخطاب کرده بود. همانطور که مطلع هستید بنی صدررئیس جمهور وقت علیه آن دوبعلت اینکه سرمایه ایرانیان را به آمریکا داده بودند، اعلام جرم کرد وپرونده آنها به جریان افتاد. بعد ازاعلام جرم علیه رجائی ونبوی توسط بنی صدر، مجلس جلسه سری تشکیل داد، کمتر کسی ازمحتوای گفتگوهای آن جلسۀ مجلس خبر دارد این حق مردم است که بدانند در آن جلسه که سرنوشت میلیاردها دلار وسرنوشت ایران رقم زده شد. چه گذشت؟ چرا، چگونه، چطور وتوسط چه کس یا کسانی متوقف گردید؟
گروه شما همراه با دشمانان ملت، انقلابی که برآیند عقل جمعی جامعه وثمره مبازارت کل ملت ایران در روند صد ساله بود را با خشونت تمام عیاروبعد برقراری استبداد به ضد انقلاب تبدیل کردید ودینی که انسان را دارای روح خدائی میداند به ضد آن تبدیل کردید. آیا وجدانی هست؟ آیا کسی هست که ندای حق سربدهد واین جورصدها سال وستم مضاعف چهل ساله راتشریح کند.
8- از گروگانگیری که نزد رهبران شما انقلاب دوم لقب گرفت تا کودتای نوژه که بهانه فروپاشی ارتش شد وجنگ که نزد ملل دنیا نقمت است ونمود ونماد زشتی بیکران، نزد رهبران شما نعمت بود، تا کودتای سال 60 که با ادامه جنگ وهمکاری دستگاه ریگانیسم وآخوندیسم میسرگشت ودهه سیاه 60 توسط دولت کودتا ازجمله یاران، همکاران وهم حزبیهای شماشکل گرفت. ملت ایران بزرگترین سرمایههای علمی، فکری، فرهنگی، سیاسی، حزبی وهمچنین نیروی کار خود را بدست شما از دست دادند. درآن دهه جوانان ومتفکرانی از زن ومرد ازدختر وپسربردارآویخته شدند که آینده ایران وبلکه جهانی را از نظر فکری وعلمی و...میتوانستند تحت تاثیر قراربدهند. جرمشان تنها این بود که مثل شما نمیاندیشیدند.
انقلاب ایران که برای یکسان دیدن حقوق همگان بوقوع پیوسته بود. نگاه وعمل شوم ضد انقلابی "خودی وغیرخودی" را حزب شما و نشریه حزبی شما "عصر جدید" تئوریزه و تبیین کرد و آنقدر در شکاف ملت و نیروهای سیاسی کوشیدید و بر ضد و حذف دگراندیشان نقشه کشیدید که حاصل آنهمه چاه کندن دامن خود شما را گرفته است. این طرح ضد انسانی از کجا نشأت گرفت وچگونه درساختارسازمانی ودولتی شماجا بازکرد؟
ازاین سو با ادامه جنگ که ابزارسانسورهمه جانبه و قلع قمع مخالفان ومنتقدان وبرقراری استبداد وتسلط همه جانبه دولت استبدادی بود. جوانانی درطول هفت سال کشته شدند که جزعشق به انقلاب و استقلال ورشد همه جانبه چیزی درسرنداشتند. آن جوانان آنگونه که ملتی شاهد هیجان آنها برای آزادی وآبادی ایران بودند، آماده بودند برای آبادی واستقلال ورشد همه جانبه ایران، با دست خالی کویرهای وطن را شخم بزنند. اما افسوس وصد افسوس شما آن نیروی عظیم آزاد شده را با ادامه جنگ هدردادید، تا چند صباحی برکرسی ریاست و صدارت بنشینید. تاریخ ازاین واقع شومِ خونین، خون گریه خواهد کرد. شما و یاران خشونت باورو جنگ طلبتان با وجدان خود چه خواهید کرد؟
شما معاون سیاسی وزارت کشوربودهاید پس به نحوۀ تقلبات دورههای متوالی آگاهید با افشای سازکارانتخاباتی استبدادطلبان، خدمت بزرگی بخود، به مردم ونسلهای آینده میکنید.
راه جبران وترمیم به روی همه بازاست وشجاعان هرگاه به حقیقت برسند بدون تعلل بدان عمل میکنند. آیا امثال تاج زاده برای جبران خیانتهای حزبشان، واقعیتها راآنطور که رخ دادهاند بیان میکنند؟ اگرچنین کنند. تاریخ این برهه راازآن خود می کنند والگوی شکست سانسورمیشوند، همانطور که منتظری کردند.
دست ازمس وجود چومردان ره بشوی
تا کیمیای عشق بیابی و زرشوی
گرنورعشق حق به دل و جانت اوفتد
بالله کزآفتاب فلک خوبترشوی